تبليغاتX
علوم سیاسی - نگاهي به نقدهاي وارد بر انديشه ریچارد رورتي

نگاهي به نقدهاي وارد بر انديشه  ریچارد رورتي

نويسنده: يعقوب نعمتي وروجني



ريچارد رورتي، فيلسوف متاخر آمريكايي يكي از بحث برانگيز ترين فلاسفه سده اخير نيز به شمار مي آيد. انديشمندان زيادي با رويكردهاي گوناگون به بحث و بررسي و نقد انديشه هاي وي پرداخته اند. فيلسوفان بزرگي همچون يورگن هابرماس، جياني واتيمو، ژاك دريدا، شنتال موفه و ... به شيوه هاي مختلف تحت تاثير انديشه هاي رورتي قرار گرفته و افكار وي را مورد بحث و بررسي و نقد قرار داده اند.
    رورتي را يك ليبرال متعصب به شمار مي آورند، و از اين رو شماري از متفكران چپ، فلسفه سياسي و اخلاقي وي را به شدت به باد انتقاد گرفته و اعتقاد دارند كه در انديشه رورتي جايي براي عدالت اجتماعي وجود ندارد. از سوي ديگر عده اي نيز معرفت شناختي رورتي را بخاطر رد اين ايده كه علم مي تواند به توصيف جهان بپردازد، در معرض انتقاد قرار داده اند.
    رورتي در راستاي توجيه ديدگاههاي خود به طيف گسترده اي از انديشمندان و فلاسفه متوسل مي شد، ولي تفسير وي از آثار اين فلاسفه با مخالفت مواجه شده است. از آنجايي كه رورتي از منظر سنت بازتفسير به آثار متقدمان مي نگريست، علاقه چنداني به ترسيم دقيق ديگر انديشمندان نداشت، و بيشتر تلاش داشت تا به نوعي از آثار ديگران براي اثبات صحت انگاره هاي خود، بهره گيري نمايد.
    بعضي اوقات اتهام بي مسئوليتي فكري راجع به شخصيت هاي تاريخي به رورتي نسبت داده مي شود. قرائت رورتي از دكارت و كارت و استفاده هاي وي از هگل، نيچه، هايدگر، و ويتگنشتاين، به كرات مورد مخالفت قرار گرفته است. منتقدان مدعي اند كه رورتي نسبت به آراء و مقاصد نويسندگان و متفكران، بي حرمتي و بي اعتنايي روا داشته، و به نحو دلخواه به تعبير عقايد فلاسفه قبل از خود پرداخته و از اين عقايد در ر استاي توجيه نظرگاههاي شخصي خود، سوء استفاده مي كند.
    بسياري از نقدهاي فلسفي بر انديشه رورتي، با استفاده از بديهيات اوليه اي كه در چارچوب فلسفي رورتي صراحتا رد مي شدند، به عمل آمده است. در رابطه با علم نيز برخورد خاص رورتي با حقيقت و دانش، انتقادات آتشين فلاسفه را برانگيخته است. گرچه انديشمندان زيادي از نظرگاههاي گسترده اي به نقد انديشه رورتي در اين حوزه روي آورده اند، ولي پي بردن به مضمون مشترك در اين باره چندان دشوار نمي باشد؛ نگرش گفتگويي رورتي به حقيقت و دانش، قادر نيست ايده اي منطقي در مورد چيستي دقيق جهان و چگونگي اشياء، ارائه نمايد.
    نقد هاي مذكور فقط از ديدگاه متافيزيكي و واقع گرايي علمي كه رورتي اميد داشت بزودي منسوخ شوند، انجام نشده است. حتي شماري از انديشمنداني كه با ديدگاه تاريخي رورتي در باب پيشرفت عقلاني و نقد وي از ويژگي هاي كانتي و افلاطوني فلسفه مدرن همراه نيز بودند، به نقد ديدگاههاي رورتي در حوزه حقيقت و دانش پرداخته اند.
    واقع گرايان، و آرمان گرايان هر يك از نقطه نظر خاص خود، ديدگاههاي رورتي در مورد باور، حقيقت و دانش را گمراه كننده اعلام كرده اند. يكي از مهمترين دلايل بالاگرفتن چنين نقدهاي تندي عليه رورتي، اين است كه وي بسياري از ارزش هاي بنيادين لازم براي مفصل بندي يك ديدگاه فلسفي درباره حقيقت و دانش را بطور كلي رد كرده است. رورتي نقش استدلال در پيشرفت فكري را رد مي كند و نسبت به هرگونه ايده اي در باب حقيقت، دانش ، عقلانيت و امثالهم بي اعتنا مي باشد. از اين رو عده اي از منتقدين بر اين جنبه از ديدگاههاي رورتي تمركز نموده اند.
    از اين رهگذر، نقدهايي بر فلسفه اخلاقي رورتي نيز وارد شده است. عده اي، تلاش رورتي براي كنار گذاشتن مفاهيم بنيادين معرفت شناسي سنتي را نشانه هايي از يك كلبي مسلكي بي ظرافت مي دانند كه به افول عقل و يكپارچگي فكري ياري مي رساند.
     منابع:
    * Internet Encyclopedia of Philosophy
    * Stanford Encyclopedia of Philosophy
    * Wikipedia

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت   توسط یعقوب نعمتی وروجنی  |