تبليغاتX
علوم سیاسی - مك اينتاير و ضرورت تجديدنظر در سياست و اقتصاد مدرن

مك اينتاير و ضرورت تجديدنظر در سياست و اقتصاد مدرن 

نويسنده: يعقوب نعمتي وروجني



السداير مك اينتاير همواره نشان داده كه جامعه ايده آل وي از دو بعد اساسي با جوامع مدرن كنوني متفاوت است: سياست و اقتصاد؛ البته وي براي دستيابي به جامعه مذكور، راهكارهايي نيز ارائه مي دهد. در واقع، مك اينتاير بمنظور مقاومت در برابر جهان مدرن، از جمله سياست مدرن قلمفرسايي نموده است.
    از نظر مك اينتاير، سياست نهادمند مدرن، چه ليبرال، محافظه كار، راديكال، يا سوسياليست، را نبايد بپذيريم، چرا كه سياست مدرن، بطور نهادمند به رد و انكار سنت ها پرداخته است. با حصول تغييرات مورد نظر مك اينتاير، سياست ديگر جنگ داخلي با ابزارهايي ديگر نخواهد بود: سياست اين جامعه آرماني، مثل جوامع مدرن، سياست منافع متعارض نيست، بلكه برنامه اي مشترك است كه همه بزرگسالان در آن مشاركت دارند، و فقط به نخبگاني كه از طريق سوء استفاده، قدرت را به چنگ آورده اند، محدود نيست. سياست مذكور مختص افرادي نخواهد بود كه با خود خواهي تمام بر سر پول و قدرت ميجنگند؛ بلكه در عوض، مفهومي از فعاليت سياسي، پديد خواهدآمد كه همه بزرگسالان قادر به فعاليت سياسي، هر روز در آن شركت خواهند نمود.
    در جامعه آرماني مك اينتاير همگان بايد بتوانند به فرآيند تصميمسازي سياسي، دسترسي داشته باشند. موضوعات مورد بحث نيز همانند امروز، محدود نخواهد بود؛ و افراد خواهند توانست درباره پرسش هايي راجع به زندگي خوب در جامعه و تصميم گيرندگان آن، به بحث بپردازند. اين سياست علي الخصوص به فضيلت هايي مثل عدالت، و سخاوت پرداخته و تضمين خواهند كرد كه شهروندان به هر آنچه شايسته و نيازمندش هستند، دست مي يابند.
    علاوه بر اين يكي از استلزامات سياست نوين اين است كه همگان بايد در اين رايزني دسته جمعي، دخالت داشته باشند. اين نوع رايزني، اجتماعات كوچكي را مي طلبد؛ گرچه هر نوع اجتماع كوچك، سالم هم نمي باشد، ولي سياست سالم در بطن يك اجتماع كوچك شكل مي گيرد. در حاليكه مك اينتاير اندازه دقيق اين اجتماعات را تعيين نمي كند، ولي اجتماعات مذكور وسعتي بين خانواده و جامعه مدرن دارند.
    زماني كه اجتماع بطور دسته جمعي، درباره بهترين شيوه زيستن رايزني كند، غايت نهايي را بر خواهد گزيد. و اين غايت نهايي از نيازمنديهاي تمامي شهروندان حكايت مي كند؛ يكي از اين نيازهاي اصلي، نياز به داشتن و استفاده از فضيلت هايي است كه بخشي از سرشت بشر به عنوان حيوانات عقلاني مستقل مي باشند.
    از نظر مك اينتاير در راستاي رسيدن به اين جامعه آرماني، بايستي نظام اقتصاد سرمايه داري تغيير يافته يا نظام ديگري جايگزين آن گردد؛ حداقل اينكه بايد راههايي پيدا كرد تا جوامع كوچك افراد، از پيامدهاي آن در امان بمانند. سنت فضايل، با ويژگيهاي محوري نظم اقتصادي مدرن و بويژه فردگرايي، حس مال اندوزي و ارتقاي ارزشهاي بازار به جايگاه اجتماعي مركزي، مغايرت دارد.
    از سوي ديگر، ايده هاي پيگيري زندگي براي ثروتمندتر شدن و ارزيابي سعادت جامعه از طريق توليد اقتصادي، بايد كنار گذاشته شوند. علاوه بر اين سرمايه داري، هر نوع اجتماعي از جمله خانواده را تضعيف مي كند؛ بايستي شيوه اي از زندگي را اتخاذ كنيم كه خير مشترك را در جايگاه نخست قرار مي دهد.
    راه حل هاي متعددي براي بر ساختن نظام هاي اقتصادي نوين وجود دارد. اشكال نهادي كه از طريق آنان چنين شيوه زندگي قابل تحقق اند، در يك چيز اشتراك دارند: اين طريقه ها، رشد اقتصادي را ترويج نمي كنند و به ميزان زيادي به محافظت از نيروهاي ايجاد شده توسط بازارهاي بيروني نياز دارند.
    در جامعه اي كه مك اينتاير ترجيح مي دهد، فقط ميزان اندكي از نابرابري درآمد وجود خواهد داشت تا مانع از اين شود كه مردم بواسطه فقر از جامعه طرد شوند و يا اينكه بخاطر ثروت زياد فراتر از جامعه قرار گيرند. از نظر مك اينتاير، رشد ابناي بشر به غلبه بر خواستههاي آني و از سوي ديگر آموزش درك نيكي هاي بلند مدت، منوط است؛ و از اين رو تبليغات و بازاريابي كه افراد را به سوي خواستههاي آني سوق مي دهند، بتدريج از عرصه خارج خواهند شد. برخلاف چيزي كه هم اكنون شاهد هستيم، در جامعه آرماني مك اينتاير بازارها بايد تابع گسترش فضايل در افراد و اجتماع باشند.
     منابع:
    * Internet Encyclopedia of Philosophy
    * Stanford Encyclopedia of Philosophy
    * Wikipedia

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت   توسط یعقوب نعمتی وروجنی  |