|
درآمدی بر مفهوم جهان وطن گرایی جیلیان بروک و هری بریج هاوس مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی
بنظر می رسد که از دهه 1980 به بعد ملی گرایی رو به رشد بوده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق و برداشته شدن دیوارِ بین اروپای غربی و شرقی به رشد سیاسی ملی گرایی در اروپای شرقی دامن زد و متعاقب آن کشورهای جدیدی با نمایاندن مخالفت خود با نظام های پیشین، سر بر آوردند. در همین اثنا مهاجرت فزاینده از کشورهای کمونیستی سابق و نیز دنیای اسلام، احساسات ملی گرایانه در کشورهای اروپای غربی را تحریک نمود. در بهترین حالت می توان گفت که تحولات اخیر، موجب شده تا حکومت ها و شهروندان کشورهای مذکور، معنای ملی گرایی شامل مفهوم فراگیر و چندفرهنگی "ملت" را مورد توجه قرار دهند. در بدترین حالت، تحولات مذکور عکس العمل بیگانه ستیزی را برانگیخته است. در عین حال، شکاف شمال - جنوب ما بین کشورهای ثروتمند صنعتی و پساصنعتی با کشورهای فقیرِ در حال توسعه، مایه نگرانی های سیاسی عمده ای می باشد. ایالات متحده و اتحاد شوروی سابق، قاره آفریقا و منطقه خاورمیانه را به عنوان نقطه کانونی جنگ سرد بکار می بردند و از این رو دشوار خواهد بود که نپذیریم کشورهای این مناطق از نظر سیاسی و اقتصادی متحمل خسارت شده اند. از سوی دیگر در حالیکه شماری از کشورهای اروپایی علاقه خاصی به مستعمرات سابق خود بدست آورده اند، ولی این علایق همواره مفید نبوده است. فلاسفه سیاسی در دهه 1990 پرداختن جدی به این مسایل را آغاز نمودند. ادبیات عظیم و پیچیده ای در دفاع از مشروعیت و ارزش اخلاقی ذاتی مرزهای ملی تدوین یافت؛ در همان حین، ادبیات مشابهی این مشروعیت و ارزش را مورد انتقاد قرار می داد. موضع پیش فرض در مباحثات مذکور این بود که مرزهای ملی دارای مشروعیت و ارزش می باشند. اندیشه جهان وطن گرایی با بیان استدلالات خاص علیه گونه های مشخصی از دفاعیات ملی گرایانه، پیش فرض فوق را به چالش می کشاند. به دلیل ویژگی خاص این مباحثه، مضمون دقیق جهان وطن گرایی مثبت، معلوم نیست. در واقع اینکه جهان وطن گرایی با چه چیز مخالفت می کند بیشتر مشخص است. اصطلاح جهان وطن گرایی با ریشه گرفتن از ایده "شهروندی جهان"، دو جنبه اصلی جهان وطن گرایی را در بر می گیرد: این واژه متضمن نظریه ای در باب هویت و نیز ایده ای راجع به مسئولیت می باشد. جهان وطن گرایی به مثابه نظریه هویت، دلالت دارد که فرهنگ های مختلف متعدد بر فرد تاثیر می گذارند. جهان وطن گرایی به مثابه ایده مسئولیت، فرد را به خارج از تعهدات آشکار و محلی رهنمون شده، و با سوق دادن تعهدات به دیگران دوردست، تعهدات محلی را منع می نماید. از این رو جهان وطن گرایی، بر تعهد در قبال افرادی که نمی شناسیم، و با آنان خودمانی نیستیم، ولی زندگی مان بر یکدیگر تاثیر می گذارد، تاکید می نماید. ولی جهان وطن گرایان درباره مضمون دقیق این مسئولیت ها، و تاثیر دقیق آن بر تعهدات محلی افراد، اتفاق نظر ندارند. فی المثل جهان وطن گرایان در این باره مشاجره نمی کنند که افراد تعهدات و امتیازاتی در برابر دوستان، همسایگان و خویشاوندان دارند؛ بلکه تفکر جهان وطن گرایی تمرکز اصلی خود را بر مفهوم و میزان تعهدات فرا ملی افراد قرار داده است. بایستی مابین مفاهیم قوی و ضعیف جهان وطن گرایی تمایز قائل شویم. جهان وطن گرایی ضعیف فقط می گوید که شماری تعهدات فراملی وجود دارد که مقداری بار اخلاقی دربردارند. در عوض جهان وطن گرایی قوی ادعا دارد که اگر اصول جهانی عدالت توزیعی وجود نداشته باشد، اصول ملی عدالت توزیعی نیز وجود نخواهد داشت؛ و در این صورت کشورهای متبوع حتی نمی توانند ادعایی در برابر اتباع خود داشته باشند و افراد نیز حق ندارند از ملیت خود استفاده نمایند. در میان این دو طیف افراطی، گستره ای از نظریات مرتبط با مضمون و بار نسبی تعهدات و امتیازات افراد در قبال هموطنان و غیر هموطنان نیز وجود دارد.
منبع: Gillian Brock & Harry Brighouse, The Political Philosophy of Cosmopolitanism, Cambridge Unieversity Press, 2005, Pp1-4.
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت   توسط یعقوب نعمتی وروجنی
|
|
|