هربرت مارکوزه و انسان تک ساحتی
یعقوب نعمتی وروجنی
هربرت ماركوزه، انديشمند انتقادي آلماني تبار قرن بيستم، در معروف ترين اثر خود با نام “انسان تك ساحتي” مهمترين ويژگي جامعه صنعتي مدرن را بهره گيري بسيار از تكنولوژي، نگراني و اضطراب مردم، تحرك نيروهاي اجتماعي بر اساس كاركردگرايي و توجه صرف به بهبود روزافزون شرايط ظاهري زندگي افراد مي داند.
در اين نوع جامعه، مفهوم انسان جايگاه والاي خود را از دست داده و به نوعي واقعيت تكنولوژيك و ابزاري تقليل يافته است. انسان مدرن با سلطه بر طبيعت و استفاده از عقل ابزاري، تمامي تلاش خود را مصروف توليد و مصرف انبوه داشته و از اين رو خود وي نيز ناخودآگاه، اسير عقلانيت ابزاري گشته و از شناخت ارزشهاي والا، حقيقي و زيبايي شناسانه، غافل مانده است.
تكنولوژي، توليد و ماشين، ارزش هاي كاذب جديدي را به جاي ارزشهاي حقيقي، به انسان تحميل نموده و حتي كار به جايي رسيده است كه سخن گفتن از ارزشهاي غيرتوليدي و غيرابزاري، جنون، ناداني و حتي به قول ماركوزه، بي عرضگي، تلقي مي شود.
در جامعه صنعتي، از آزادي بسيار گفته مي شود و لي آزادي اي كه به انسان عرضه مي شود، از نوع آزادي والايي همچون آزادي تفكر و شناخت نيست، بلكه آزادي اي كه از آن داد سخن مي رود، همانا عبارت است از آزادي هاي گمراه كننده اي همچون آزادي رقابت در تعيين ارزش كالاهائيكه قبلا نسبت به نرخ گذاري آن توافق شده، آزادي مطبوعاتي كه شخصا مطالب خود را سانسور مي كنند و آزادي انتخاب بين مارك هاي تجاري گوناگون و اشياي بي ارزش و سرگرم كننده.
انسان در جامعه صنعتي، ارزش خودرا برمبناي مصرف، خريد و فروش، اتومبيل آخرين سيستم، خانه هاي مجلل، و كالاهاي پرزرق و برق و تجملاتي و دستيابي به كميت ها مي يابد و چه چيزي بدتر از اين مي توان متصور شد كه كالا، ارزش انسان را تعيين كند! توسعه صنعتي، توليد و مصرف، چنان ذهن و وجود انسان را تسخير كرده است كه انسان، شناخت نادرست ابزاري را عين حقيقت و تنها حقيقت بي چون و چرا تلقي نموده و حتي قادر نيست شناختي جز آن را به تخيل درآورد.
تكنولوژي نوين با توليد ديوانه وار و انبوه كالاهاي چشم نواز، و ارائه آن در بازارها و مراكز خريد غول پيكر، هر روز بر كميت نيازهاي كاذب انسان افزوده و از اين رهگذر چنان انسان را به يافتن، و تلاش براي به چنگ آوردن اين كالاها و سپس مصرف آنها مشغول داشته است كه بهواسطه سلب فرصت هرگونه تفكر صحيح از انسان، ديگر حتي انديشيدن در مورد آزادي ها و ارزش هاي راستين براي انسان، غيرممكن مي نمايد.
يكي از مهمترين ابزارهاي جامعه صنعتي درراستاي به اسارت كشيدن انسان و تهي نمودن وي از آزادي ها و ارزش هاي حقيقي، بي بندوباري و لجام گسيختگي در روابط جنسي است؛ بسياري از انسان نماهاي مدرن تصور ميكنند كه آزادي حيوان وار جنسي به معناي رهايي انسان و نشانه آزادي واقعي آنهاست، غافل از اينكه به اين ابتذال، فقط و فقط براي سودجويي تجاري و به بردگي كشيده شدن انسان، دامن زده مي شود. همانطور كه ماركوزه اذعان دارد، آزادي روابط جنسي، روح هرگونه اعتراض و ناخشنودي را از ميان برده و به نوعي با تخدير انسان ها، در آنها نوعي حالت رضا و تسليم در برابر سلطه گران، سرمايه داران و بهره كشي هاي دائمي وروزافزون، پديد مي آورد.
مهمترين آسيبي كه در جامعه صنعتي به انسانيت وارد آمده عبارتاست از تهي ساختن انسان از هرگونه تفكر عميق و القاي تمامي علوم و شناخت ها از طريق رسانه هاي دروغ پرداز و سلطهگر. در اين جامعه، شناخت نيز همانند غذاهاي Fast Food به انسان عرضه مي شود. رسانه ها با تحريف و بازنمايي وقايع، به جاي شناخت و اطلاعات، تحليل هايي را مطابق ميل اربابان قدرت به صورت ساندويچي و سريع به انسان عرضه داشته و هر روز اين انسان را به سوي سطحي نگري و سطحي انديشي بيشتر سوق ميدهند.ماركوزه، تنها اميد رهايي بشريت از اين وضع را اعتراض انقلابي مي داندو البته اين هم خود چيزي بيش از يك اميد نيست. وي معتقدست كه خلاقيت و تخيل هنرمندانه تنها وسيله انتقال ارزشهاي خارج از مقتضيات اجتماعي است، چرا كه در ساحت زيبا شناسي نوعي آزادي بيان وجود دارد. نفع طلبي شخصي جامعه انساني را از رسيدن به اهداف عالي باز مي دارد، فلذا تغيير كيفي جامعه، منوط به بسيج نيروي انساني عليه مطامع خصوصي افراد است. البته با در نظر گرفتن سلطه عقلانيت ابزاري بر اذهان بشري و همراستايي اين وضعيت با منافع دارندگان سرمايه و ابزارهاي تبليغاتي و آموزشي، حصول تغيير در نحوه تفكر انسان تك ساحتي، بسيار دشوار به نظر مي رسد.
+ نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت   توسط یعقوب نعمتی وروجنی
|