فرهنگ مصرف گرایی و رکود اقتصادی

شارون کاساندا

مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی

 

شارون کاساندا Sharon Kasanda نویسنده نامیبیایی و کارشناس و تحلیل­گر تجارت بین­الملل در مقاله تحلیلی که در سایت مسائل فرهنگی بین­المللی internationalculturalaffairs انتشار یافته، فرهنگ مصرف­گرایی را یکی از عوامل تخریب روابط اجتماعی و ارزش­های انسانی دانسته و اذعان دارد که علی­رغم وقوع رکود اقتصادی، هنوز هم گردآوری و انباشت ثروت و مصرف بی­رویه، روح حاکم در جوامع غربی محسوب می­شود؛ با این­حال وی به پیدایی جنبش ضدمصرف­گرایی خوش­بین بوده و معتقد است از طریق مقابله با تبلیغات کالاهای مصرفی و ترویج تفکر ساده­زیستی می­توان پیامدهای تخریبی فرهنگ مصرف­گرایی بر جامعه انسانی و محیط زیست را به حداقل رساند.

***

گرچه رکود اقتصادی به مصرف­کنندگان نشان می­دهد که جمع­آوری ثروت بیش از نیازهای اساسی کاملا زائد است ولی فرهنگ مصرف­گرایی هنوز در جوامع غربی کنونی حکمفرماست.

واژه فرهنگ را می­توان به مثابه مجموعه­ای از ایده­ها، اندیشه­ها و عادات تعریف کرد که بواسطه باور و کاربرد دائمی آنها توسط مردم به شیوه برتر انجام فعالیت خاص و مجموعه­ای از سنت­های جامعه تبدیل می­گردند. ولی باید اذعان داشت که تمامی روندهای فرهنگی برای جامعه و فرد مفید فایده نیستند؛ یکی از آنها عبارتست از مصرف­گرایی، یعنی اصطلاحی که برای تشریح ماتریالیسم و رقابت افراد وضع گردیده است.

مصرف­گرایی و رکود اقتصادی

مصرف­گرایی با ریشه داشتن در انقلاب صنعتی که در قرون هجدهم و نوزدهم پیشرفت­های صنعتی و تکنولوژیک را اشاعه داد، در جامعه کنونی به فرهنگی تبدیل شده که بایستی با آن مقابله گردد. گرچه رکود اقتصادی عواقب خرید و مصرف بی­فکرانه را به نمایش گذاشت ولی هنوز هم روح گردآوری ثروت و زیستن در فرهنگ مصرفی در جامعه غربی حکمفرماست.

اندی کاگلان در مقاله­ای با عنوان «مصرف­گرایی آینده را می­بلعد» در تاریخ هفتم آگوست 2009 در نشریه نیو ساینتیست تاکید می­کند که «دولت و اقتصاددانان کنونی آمریکا تصمیم گرفته­اند تا بواسطه ایجاد فرهنگی که در آن مردم برای انباشت و نشان دادن ثروت مادی تا جایی که مادیات خویشتن­شناسی و جایگاه آنان در جامعه را تعیین نماید، فعالیت­های اقتصادی را احیا نمایند».

اِلن گودمن در مقاله­ای با عنوان «رکود اقتصادی پوچ بودن مصرف­گرایی را آشکار می­سازد» در تاریخ 17 دسامبر 2008 اذعان می­دارد که رکود اقتصادی تغییری در عادات هزینه­ای مصرف­کنندگان پدید نیاورد ولی صرفا بر چیزی که از قبل در ضمیر ناخودآگاه مردم شناخته شده بود صحه گذارد: اینکه هزینه­های وسواس­گونه و بیش از حد و مصرف انبوه منابع نمی­تواند پایدار باشد.

وی در ادامه می­نویسد که در ضمیر جمعی ناخودآگاه همه منتقدین ماتریالیسم، تمامی انتقادات از سوداگری، همه ناخشنودی­ها از افراط و نابرابری، و تمامی هراس­ها از آینده فرزندان­مان این نگرانی وجود دارد؛ ولی متاسفانه هیچگونه توجهی به این گونه نگرانی­ها نمی­شود.

ندای رخوت­زای تبلیغات تجاری

در این عصر جدید که تصاحب کالاهای مصرفی گوناگون و گران­ترین مدل­ها مایه فخرفروشی پنداشته می­شود، در اختیار داشتن مایملک مادی سبک زندگی افراد را تحت تاثیر خود قرار داده است. اندی کاگلان در ادامه مقاله خود تصریح می­کند از آنجایی که افراد به مثابه مصرف­کننده جایگاه خود را با مصرف تعیین می­نمایند، هزینه­های مصرفی نیز همچنان سیر صعودی داشته و از این رهگذر فرهنگ بردگی مصرف­گرایی نیز پدید آمده است.

علی­رغم وقوع رکود اقتصادی، فرهنگ مصرف­گرایی با اینکه تاحدودی کنترل شده ولی هرگز رو به افول ننهاده است. به موازات اینکه تبلیغات کالاها و خدمات جدید با وعده ارائه سبک زندگی وافر و رشک­برانگیز خانه­ها را به اشغال درآورده، رابطه فردی و معنوی بین افراد و جوامع در حال از هم پاشیدگی بوده و در عوض فرهنگی ترویج می­شود که در آن نفع شخصی برتر از پیشرفت اجتماعی و همگانی معرفی می­گردد.

با رشد بی­سابقه پیشرفت­های اقتصادی و تکنولوژیک، مصرف­کنندگان نیز در تکاپوی افزایش جایگاه خود در جامعه به تقلید از سبک زندگی شخصیت­های نمادین روی می­آورده و از این رهگذر نه تنها میزان بدهی خود را هر روز بیشتر می­کنند بلکه همچنین شکاف فزاینده بین فقیر و غنی را نیز افزایش می­دهند.

ظهور ضدمصرف­گرایی

در تب و تاب انتقادات فزاینده، معضل مصرف­گرایی نیز با در نظر گرفتن مزایا و معایبی که برای جامعه در پی دارد، روند مطلوبی را در پیش گرفته است. به موازات اینکه هزینه­های مصرفی، اقتصاد کشور را برانگیخته و پیشرفت­های تکنولوژیک نیز توسعه و ارتقای زیرساخت­ها را تسریع می­بخشد، ولی تاثیر مصرف انبوه بر محیط زیست و سعادت افراد، مخرب­تر نیز خواهد بود.

هم اینک در واکنش به مصرف­گرایی انبوه جنبش­هایی همانند جنبش ضدمصرف­گرایی پدید آمده است که اذعان دارد تبلیغات بایستی به­گونه­ای باشد که مصرف­کنندکان از عواقب مصرف خود، آگاه شده و کالاها و خدماتی خریداری نمایند که کمترین تاثیر مخرب را بر محیط زیست بر جای می­گذارند؛ و از این رهگذر استفاده از کالاها و خدمات به حیطه ضروریات تقلیل یابد.

این جنبش همچنین خواستار این است که افراد جامعه قدری به تامل نشسته و واقعیات جامعه خود را در نظر گرفته و در این مساله بیاندیشند که آیا راضی هستند بخاطر سود شخصی آنها، تعاملات، ارتباطات و ارزش­های  انسانی، قربانی گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 دی1389ساعت   توسط یعقوب نعمتی وروجنی  |